سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
حذف تبلیغات طمع‌زا از رسانه ملّی

بوستان معارف

به نام خدایی خوبی ها

به دنبال بوستانی باصفا بودم، تا رفیقی شفیق بیابم، و برایش بگویم، آنچه را آموخته ام. پس در این بوستان نوشتم، دانسته هایم را تا شاید، مورد نظر افتد.

نقل با ذکر منبع اشکالی ندارد...

 


[ یادداشت ثابت - شنبه 91/10/10 ] [ 5:19 عصر ] [ *حبیب* ]

معصومین (4)

ردپای انحراف در صراط انتظار (3)

3.اسطوره سازی

انسان به واسطه داشتن قوه خیال و قدرت تخیل بالا، توانایی خاصی در خلق شخصیت­های مختلف دارد. معمولاً آنچه را خود توانایی رسیدن به آن را ندارد در افرادی تصور میکند و آنها را در خیال خود می­پرورد. این کار را با افرادی هم که شناخت کامل از آنها ندارد انجام میدهد؛ زیرا این شناخت ناقص کمبودهایی را در عالم معرفت برای او دارد، و همین احساس نیاز به شناخت کامل است که پای خیال را به میان می­کشد و موجودی افسانه­ای را برای او رقم می­زند.

شاید غیر از بهانه­گیری کفار و مشرکین در ایمان آوردن به رسالت نبی اکرم ص، یکی از عواملی که باعث عدم ایمان برخی گردید اسطوره سازی بود که افرادی از پیامبر آخرالزمان برای خود ترسیم نموده بودند. وقتی آنها از علمای ادیان سابق خصوصیات مبهمی از خاتم پیامبران شنیده بودند در ذهن خود تصویری از پیامبر ایجاد کرده بودند که تصویری کاملاً فوق بشری بود، لذا هنگامیکه پیامبر اسلام ص رسالت خویش را آشکار کردند عده­ای چنین می­گفتند:

«وَ قَالُواْ مَا لِ هَاذَا الرَّسُولِ یَأْکُلُ الطَّعَامَ وَ یَمْشىِ فىِ الْأَسْوَاقِ لَوْ لَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مَلَکٌ فَیَکُونَ مَعَهُ نَذِیرًا*أَوْ یُلْقَى إِلَیْهِ کَنزٌ أَوْ تَکُونُ لَهُ جَنَّةٌ یَأْکُلُ مِنْهَا وَ قَالَ الظَّلِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا»(فرقان/آیه7و8)

و باز کافران گفتند: چرا این رسول (اگر به راستى پیغمبر خداست) غذا تناول مى‏کند و در (کوچه و) بازارها راه مى‏رود؟ چرا فرشته محسوس و ظاهرى بر او نازل نشده تا به همراه او بیم دهد (و گواه صدق او باشد)؟*یا چرا بر این رسول گنجى فرو نیفتد یا چرا باغى ندارد که از میوه‏هایش تناول کند؟ و ستمکاران (پس از این همه چون و چراها به مردم) گفتند که شما پیروى نمى‏کنید مگر مردى را که سحر و شعبده از راهش برده است.

در باب مهدویت نیز اگر انسانی امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت خواهد مرد«مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة»(کمال الدین، ج‏2، ص409) و اگر با این شناخت ناقص که او را به اسطوره سازی کشانده است ظهور آن حضرت را درک کند، همان سخن کفر را خواهد گفت:« چرا این رسول (اگر به راستى پیغمبر خداست) غذا تناول مى‏کند و در (کوچه و) بازارها راه مى‏رود؟»

گاه انسان به سؤالاتی از این قبیل روبرو می­شود: امام زمان عج به وقت اذان کدام شهر نماز می­خواند؟ آن حضرت اگر چهره­ای کاملاً نورانی دارد پس چگونه بدون چشم می­تواند ببیند؟ به راستی آن حضرت غذا می­خورد؟ غذای خود را چگونه تهیه میکند؟ و... این سؤالات این نکته را به انسان میفهماند که عده­ای درباره آن حضرت در اثر جهل و یا تبلیغات غلط برخی دچار اسطوره سازی ویژه­ای شده­اند، که بسیار خطرناک می­باشد زیرا هم مانع ارتباط صحیح با آن حضرت می­گردد و هم در زمان ظهور از موانع پذیرش ولایت آن امام همام عج می­گردد و عده­ای می­گویند آیا این شخص آن امام موعود است ما هرگز به او ایمان نخواهیم آورد...

پس باید در عرصه تبلیغ و شناخت مهدیت کاملاً مراقب این انحراف بود تا مبادا از صراط سبز انتظار خارج شویم و یا دیگران را به انحراف بکشانیم.


[ سه شنبه 91/11/24 ] [ 2:59 عصر ] [ *حبیب* ]

  معصومین (3)

ردپای انحراف در صراط انتظار(2)

2.ادعای مشاهده

دیدن روی مبارک حضرت ولیعصر عج آرزوی هر شیعه و عاشق آن حضرت می­باشد. بسیاری به شوق دیدار آن حضرت، سر از پای نشناخته و دست به عبادات فراوانی زده­اند که در این راه به برکات فراوانی نیز دست یافته­اند. اما در این میان برخی با کج فهمی خود از روایات اهل بیت ع سخنانی را می­گویند که هم این افراد را در مسیر خود دچار تزلزل می­کنند و هم منتظران دیگر حضرت را به یأس از رسیدن به این مقصود وشک در ادامه دادن این راه سوق می­دهند. مستمسک این افراد معمولاً توقیع شریف حضرت به علی بن محمد سمری است، که به قرار زیر می­باشد:

«ِبسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ یَا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ السَّمُرِیَّ أَعْظَمَ اللَّهُ أَجْرَ إِخْوَانِکَ فِیکَ فَإِنَّکَ مَیِّتٌ مَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ سِتَّةِ أَیَّامٍ فَاجْمَعْ أَمْرَکَ وَ لَا تُوصِ إِلَى أَحَدٍ فَیَقُومَ مَقَامَکَ بَعْدَ وَفَاتِکَ فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَیْبَةُ التَّامَّةُ فَلَا ظُهُورَ إِلَّا بَعْدَ إِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ وَ ذَلِکَ بَعْدَ طُولِ الْأَمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلَاءِ الْأَرْضِ جَوْراً وَ سَیَأْتِی إِلَى شِیعَتِی مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ کَذَّابٌ مُفْتَرٍ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم‏»

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم؛ اى علىّ بن محمّد سمرىّ! خداوند اجر برادرانت را در عزاى تو عظیم گرداند که تو ظرف شش روز آینده خواهى مرد، پس خود را براى مرگ مهیّا کن و به احدى وصیّت مکن که پس از وفات تو قائم مقام تو شود که غیبت تامّه واقع شده و ظهورى نیست مگر پس از اذن خداى تعالى و آن پس از مدّتى طولانى و قساوت دل­ها و پر شدن زمین از ستم واقع خواهد شد؛ و به زودى کسانى نزد شیعیان من آیند و ادّعاى مشاهده کنند، بدانید هر که پیش از خروج سفیانى و صیحه آسمانى ادّعاى رؤیت و مشاهده کند دروغگوى مفترى است، و لا حول و لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ العلیّ العظیم.( احتجاج شیخ طبرسی، ج‏2، ص 603)

آنچه در نگاه اول از این روایت بر می­آید ادعای این افراد را ثابت و امکان رویت حضرت در عصر غیبت را نفی می­کند. اما باید دانست درایه یک روایت از روایه آن دقیق­تر است و فهم حدیث خود هنریست که تخصص ویژه خود را می­طلبد. در این میان افراد و علمای بزرگواری در صدد جواب دادن و تأویل این روایت، در مقابل ملاقات­های فراوانی که نقل گردیده و روایاتی که دیدار حضرت در زمان غیبت را تایید می­کنند بر آمدند؛ البته برخی وقتی جواب وافی نیافتند خواستند صورت مسأله را پاک کنند لذا چنین گفتند:

«این روایت به دلیل جهالت حسن بن احمد استاد صدوق بی اعتبار است به علاوه این روایت با روایات بسیاری که بر رویت امام دلالت دارد، منافات دارد؛ بدین دلیل این روایت اعتباری ندارد».(دفاع از روایات مهدویت    - مهدی حسینیان) ما در صدد بحث سندی این روایت نیستیم و فقط به کلام صاحب مکیال المکارم پس از جمع بندی­های وی در این زمینه اشاره می­کنیم: «فتبین من جمیع ما ذکرناه ان الحدیث المذکور من الروایات القطعیه التی لا ریب فیها و لاشبهه تعتریها و هو ممّا قال فیه الامام عج فانّ المجمع علیه لا ریب فیه»(مکیال المکارم)«در هر صورت این روایت بر مبنای صحت خبر موثوق به حجیّت و اعتبار می‌یابد و بر مبنای حجیّت خبر ثقه نیز اعتبار می‌یابد، البته اگر ما در پذیرش توثیق راویان سخت‌گیر نباشیم؛ چرا که به راحتی از ترضی و ترحم مکرر صدوق از استاد خویش وثاقت استاد به دست می‌آید و اعتماد بر نقل او عقلایی است».(دفاع از روایات مهدویت، مهدی حسینیان)

اما با نگاهی به صدر توقیع که حضرت عج نایب خاص خویش را از انتخاب قائم مقام برای خویش نهی می­کند، می­توان به صحت پاسخ علامه مجلسی به این روایت پی برد که ایشان فرموده­اند:

« لعله محمول على من یدعی المشاهدة مع النیابة و إیصال الأخبار من جانبه ع إلى الشیعة على مثال السفراء لئلا ینافی الأخبار التی مضت و ستأتی فیمن رآه ع و الله یعلم‏»( بحار الأنوار، ج‏52، ص151 )

شاید مقصود کسانى باشند که ادعا می­کنند حضرت را دیده‏اند و از جانب وى نیابت دارند و بخواهند مانند سفرا اخبار آن حضرت را بشیعیان برسانند، تا با اخبارى که سابقاً گذشت که افراد زیادى حضرت را دیده‏اند منافات نداشته باشد. عنقریب هم در باب کسانى که آن حضرت را در زمان­هاى متأخر دیده‏اند باز خواهد آمد. و اللَّه اعلم (مهدى موعود ص 929 )البته پاسخ­های دیگری نیز در این زمینه ارائه شده است که به آنها اشاره می­شود:

«الف) منظور از مشاهده، ظهور حضرت است و منظور از ادعای مشاهده، ادعای ظهور حضرت عج است.

ب) منظور از مشاهده، یک بار دیدار استثناءً نیست، بلکه دیدارهای مکرّر است؛ چیزی مانند سفیران زمان غیبت صغری.

ج) منظور از مشاهده، دعوی نیابت امام عج به مانند سفیران زمان غیبت صغری است.

د - هر حکمی استثناء دارد؛ دیدار در این روایت نفی شده، ولی برای برخی در طول دوران غیبت کبری اتفاق می‌افتد و حکمت نفی به شکل عام این است که کسی به راحتی به خود اجازه ندهد تا از دیدار با امام سخن بگوید.

در هر صورت این روایت دلایل معتبری دارد و چرا نویسنده مشرعه هیچ در این باره تأ‌مل نمی‌کند و بی درنگ این میراث بزرگ را به تاراج می‌دهد، چه ضرورتی در این نفی و طرد و بی اعتبار سازی سند و دلالت روایات نهفته است که دیگر عالمان شیعه از آن بی خبرند و ایشان با خبر است، خدا می‌داند».(دفاع از روایات مهدویت، مهدی حسینیان)

در آخر برای آنکه جواب خود حضرت عج را به علامه حلی در این باره داشته باشتم، متذکر قضیه ملاقات این عالم بزرگ با امام زمان عج می­شویم که در حین ملاقات عصای ایشان به زمین می­افتد و امام زمان «ارواحنا فداه» خم می­شوند، عصای علامه را بر می­دارند و به دست ایشان می­دهند. در همین هنگام سؤالی در ذهن علامه القاء می­شود و از محضر امام عج می‎پرسد: «آیا در این عصر و زمان که غیبت کبری است، می­توان حضرت صاحب الامر عج را دید یا نه؟» حضرت در پاسخ علامه می‎فرمایند: چگونه صاحب الزمان را نمی­توان دید و حال آن که دست او هم اکنون در دست توست.( قصص العلماء، ص355)


[ جمعه 91/11/20 ] [ 6:54 عصر ] [ *حبیب* ]

معصومین (2)

ردپای انحراف در صراط انتظار...

  1.یاتی بدین جدید

یکی از معروفترین جملات که زیاد مورد استناد و نیز مورد سوال قرار می­گیرد، جمله«یاتی بدین جدید» می­باشد. می­گویند اولاً مگر دین ما دین پیامبر خاتم نیست و ثانیاً مگر پیامبر اسلام، پیامبر خاتم نبودند، پس این دین جدید امام زمان(عج) چه دینی می­باشد؟ ثالثاً اگر دین جدید امام زمان(عج) دین حق می­باشد پس عمل کردن ما به این دین باطل چه فائده­ای دارد؟ در این میان نیز، عده­ای که درد دین دارند در پی یافتن جواب و توجیهاتی برای این سوالات بوده­اند.

اما قبل از هر سخنی باید دانست که«با مراجعه به مصادر حدیثی پی خواهیم برد که چنین تعبیری در مجامع حدیثی وجود ندارد و تنها تعبیراتی می‏بینیم که ممکن است کسی از مجموعه آنها چنین استنباط کند که حضرت‏علیه السلام دین جدیدی را می‏آورد»(موعود شناسی و پاسخ به شبهات ص633). این تعبیرات به این صورت می­باشند«قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یَقُومُ الْقَائِمُ بِأَمْرٍ جَدِیدٍ وَ کِتَابٍ جَدِیدٍ وَ قَضَاءٍ جَدِیدٍ»(بحارالانوار ج52 ص354).

جالب این است که، برخی از مدعیان دروغین نیز با تمسک به این جمله علم کذب را بالا برده و خود را مهدی آخرالزمان و گاه نبی جدید معرفی کرده و برنامه کذائی خویش را همان «دین جدید» دانسته­اند.

«سران بهائى امثال خود میرزا على محمد و میرزا حسین على، و گلپایگانى، امر جدید را تطبیق به «دیانت بهائى»! و کتاب جدید را به «بیان»، و قضاء جدید را به احکام باب و بهاء، و سلطان جدید را هم، بسلطنت باب و بهاء بر دلهاى! پیروانش تأویل و تفسیر کرده و قیام حضرت را با شمشیر که کنایه از جنگ و کشتن دشمنان اسلام است، به نفوذ تدریجى امر بهائى حتى بعد از صدها سال! معنى کرده‏اند!!(مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار ص 169).

اما در توضیح تعبیر «دین جدید»، جملاتی را بیان کرده­اند تا راه هر نوع سوء استفاده وتحریفی را ببندند. در زیر به نمونه­ای از این جواب­ها اشاره می­شود:

«1- مطابق برخی روایات، بخشی از احکام به جهت نبود شرایط و مقتضیات در عصر معصومین بیان نشده و تنها علمش نزد اهل بیت‏ع باقی مانده است، و در عصر ظهور، آن احکام بیان خواهد شد.

2 - بخشی از احکام به جهت ضایع شدن کتاب‏ها و احادیث تلف شده و به دست ما نرسیده است که قطعاً نزد امام زمان عج موجود است و در عصر ظهور آنها را بیان کرده و به اجرا خواهد گذاشت.

3 - در عصر غیبت به جهت دوری از امام معصوم، علما و فقها مأمور به اخذ وظیفه از ادله‏ای هستند که غالب آنها ظنّی است و در نتیجه، احکامی که استخراج می‏شود احکام ظاهری است نه واقعی، اگر چه در عصر غیبت مأمور به عمل به آنها هستیم، ولی در عصر ظهور توسط امام زمان‏ عج احکام واقعی عرضه می‏شود.

4 - در طول تاریخ اسلام برخی از احکام کمتر به آنها عمل شده و یا اصلاً در جامعه بیان نشده است همانند گرفتن جزیه با خفّت و خواری از اهل ذمّه در ممالک اسلامی، که به طور حتم این گونه احکام در عصر ظهور به اجرا در خواهد آمد.

5 - تا عصر ظهور دیدگاه و سطح فکر و تعقل مردم بسیار بالا رفته و آمادگی و قابلیت‏هایی فوق‏العاده در فهم معارف دینی خواهد یافت، که در نتیجه احتیاج به پاسخ‏گویی با انحای مختلف به این خواسته‏ها است.»(موعود شناسی و پاسخ به شبهات ص634)

 


[ چهارشنبه 91/11/18 ] [ 3:53 عصر ] [ *حبیب* ]

شعر (6)

لقاء الله

      شیرین تر از وصل رخ یـار نـدیـدم         

 زیـبـا چـو رخ آن مه عیـار ندیــدم

     بسیار شنیدم که شدند عاشق رویش       

 لیکن به عمــل، واله و بیـمار ندیـدم

     عمریـست که اندر پی عشقی ابـدییم       

 در مـدرس و در مسـجد و بازار ندیدم

      در میکده دیدم ز غزل خوان و غزل گو     

 اما دل پـر خــون ز غــم یار ندیـدم

        بالای منـابر سخن از عشـق شـنیدم       

   آن زاری سـالک به شـب تار ندیـدم

     قـرآن به طلا دیـدم و هم جلد مطلا        

 قـاری ز عمـل بر سـر آن دار ندیـدم

       بسیـار بگـفتند و نوشتـند و سرودنـد       

 یک نقطه از آنجمله،در این دار ندیدم

     گفتندعزیزم،تو دگر از چه بنالی؟         

 گفتم چو خودم، مانده از آن یار ندیدم


[ سه شنبه 91/11/17 ] [ 4:13 عصر ] [ *حبیب* ]
   1   2      >
درباره وبلاگ
آرشیو مطالب
امکانات وب
بازدید امروز: 6
بازدید دیروز: 10
کل بازدیدها: 4365